تبليغات X

.:::پسران آفتاب:::.

::مسعود::داریوش::محمد::میثم::

 

سلام ، سلام ، سلام 

 

امروز يه خبر خوش دارم اونم اين كه ما امروز يه تولد داريم

 

تولد كي؟ حالا ميگم

 

اره امروز كه 23 ابان هستش

 

تولد كسي نيست جز

 

 

                    محمد

 

 

به به ،به به ما كه خودمون خيلي خوشحال شديم

 

محمد جون تولدت مبارك

 

اين شعر تولدرو فقط به خاطر تو كلي گشتم پيداش كردمو حفظش

 

كردم كه برات بخونم اماحيف كه اينجانيستي پس واست مينويسم:

 

 

 

تولد تولد تولدت مبارك

 

مبارك مبارك تولدت مبارك

 

تو سقف اين اتاقت يه عالمه ستاره

 

مي خوايم تولدت رو جشن بگيريم دوباره

 

فش فشه هاي روشن،بادكنكاي رنگي

 

همگي باهم ميخونيم، اخه تو چقدر قشنگي

 

                                                                

                                                      

 

 

نه حالا از همه ي اينا گذشته محمد اخه تو چرا اين قدر قشنگي؟

 

اينم تقديم شد با عشق به محمد جون كه الهي فداش بشم

 

 

 

        محمد جون دو رقمه شدن سنت رو بهت تبريك ميگم 

 

 

 

از شوخي گذشته وارد چند سالگي شدي؟

 

ما كه سوات نداريم حساب كنيم،خودت بگو لااقل

 

اميدورام كه به همه ي ارزو هاي خوبت برسي ، تو كنكور هم موفق

 

باشي

 

از طرف پسر خاله هاي عزيزت و پسر دايي گلت وسايربستگان و....

 

(خودت حدس بزن كه كيا هستن من چه كار كنم)     

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت به قلم استاد مسعود |


اگه یادتون باشه قبلا هم گفته بودم که ماه  آبان بهترین ماه روی زمینه.

به خاطر چی؟

 

به خاطر اینکه اولا اینجانب محمد.ن در روز 23 این ماه به دنیا اومدم.

 

ثانیا داریوش یکی از نویسندگان آینده این وبلاگ در روز 19 آبان به دنیا اومده.

 

و از همه مهمتر اینه که پریناز من سه روز پیش یعنی 20 آبان به دنیااومده.

 

پس میبیند که فرشته های آسمانی چون من در این ماه چشم به این جهان

 

خاکی نهاده اند.پس هیچ شکی نیست که ماه آبان بهترین ماه روی زمینه.

 

قصد از نوشتن این مطلب این بود که زیبا بودن ماه آبان رو به دوستان

 

 متذکر شویم و همچنین جشنی برای تولد من و داریوش بگیریم و بازم

 

 از همه مهمتر خبر به دنیااومدن پریناز(خواهر زاده من) رو به دوستان بدیم.

 

ممنون که میخواید تولد من و داریوش رو بهمون تبریک بگید.

 

با تشکر.محمد.پسران آفتاب. یا حق

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت به قلم استاد محمد |


 

تو این روزا ما ادما گل نمیدیم به دست هم

 

از یادمون داره میره دلتنگی های دم به دم

 

این روزا دیگه همه جا صحبت بی وفاییه

 

ورد   زبون   آدما   تنهایی   و   جداییه

 

----------------------------------------

 

هرکی به فکر خودشه همدلی معنا نداره

 

حتی دیگه بی بهونه عشق میره تنهات میذاره

 

یکی بیاد داد بزنه که دوره دوره وفاست

 

دشمنی معنا نداره دنیا پر از صلح و صفاست

 

----------------------------------------

 

من میمونم تا که نگن عشق دیگه بی دووم شده

 

من میمونم تا که نگن دوره عشق تموم شده

 

من میمونم تا که بگم دوست داشتن هم حقیقته

 

برای اعتبار عشق همین خودش غنیمته

 

----------------------------------------

 

یکی بیاد یکی بیاد تا آخر عاشق بمونه

 

دل زده و خسته نشه دل کسی رو نشکونه

 

من میمونم تا بدونم عاشق و با وفا کیه

 

تا که دیگه کسی نگه یک دل با صفا چیه

 

پسران آفتاب

 

((خواننده و آهنگساز: مجتبی کبیری.آلبوم معرکه.1382))

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت به قلم استاد محمد |


تسلیت به جامعه شعروادب ایران بابت درگذشت شاعر بزرگ معاصر

 

 دکتر قیصر امین پور.

 

دکتر قیصر امین پور شاعر و نویسنده معاصر متولد

 

 1338 در شوشتر با اولین

 

مجموعه شعر به نام کوچه آفتاب در سال 63 وارد

 

شعرانقلاب اسلامی ایران شد.

  

از اثار دکتر امین پور می توان به تنفس صبح ، آینه

 

 های ناگهان ، ظهر روز دهم،مثل چشمه مثل رود

 

و به قول پرستو ، اشاره کرد.

 

گروه پسران آفتاب به نوبه خود این فقدان ناگوار در

 

 شعر پارسی را به جامعه شعر و ادب ایرانی تسلیت

 

 می گوید.

 

 

ای ساحل آرامشم سوی تو پر می کشم

 

 

از دوریت در آتشم در آتشم یارا

 

 

قیصر امین پور

 

روحش شاد

 

حيات هنرمنان در بذل توجه و مرگشان در ب اعتنايي به انهاست

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت به قلم استاد محمد |


بي چشمي خويش را دوا كن ورنه

 

عالم همه اوست، ديده ئي مي بايد

                                                                    

 (مولوي)

 

When your head is on the pillow

 

And the day is almost done

 

Count allahe,s blessigs

 

Count them one by one

 

وقتي سرت روي قبله گاه است

و روز در حال اتمام

نعمت هاي خدا را بشمار

انها را دانه دانه بشمار

 

 خدايا به خاطر همه ي نعمت هايي كه به ما دادي شكرت

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت به قلم استاد مسعود |


نفس هاي اخر را مي كشيد.

توان لب جنباندن نداشت

گذر عمروبيماري فرسوده اش كرده بود،

به خاطرات گذشته كه در ان زمان شور و حال وقدرت

داشت مي انديشيد و به كار هايي كه كرده بود.

مرد خانه بود و حرف،حرف او،اما حالا،فقط چشم

انتظار يك جمله،زن به ارامي خم شد،نگاهش كرد و

گفت چه مي خواهي؟

..... باشد،حلالت ميكنم.

قطره اشك خوشحالي بر گوشه چشم پير مرد

نشست و در دم جان سپرد.

من كه اين داستانو خيلي دوست دارم ،قصد نصيحت كردن

 

ندارم امامواظب رفتارو كردارمون باشيم وفقط به حالو

 

گذشته فكر نكنيم به فكر ايندمون باشيم كه خيلي خيلي

 

مهمه

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت به قلم استاد مسعود |